کمی تا قسمتی ابریست چشمان تو انگاریسوارانی که درراهندمیگویند می باریتوراچون لحظه های آفتابی دوستت دارممبادا شعله هایم را به دست بادبسپاریمبادابعداز آن دیدارهای خیس ورویاییمرا درحسرت چشمان ناز خویش بگذاریزمستان بودوسرمایی تنم را سخت می لرزاندومن درخواب دیدم دردلم خورشیدمی کاریهواسرداست ونعش صبح روی جاده می رقصدعطش دارم بگو: کی بردلم یک ریز می باری...؟ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبا تو، همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می کندبا تو، آهوان این صحرا دوستان همبازی من اندبا تو، کوه ها حامیان وفادار خاندان من اندبا تو، زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می خواباندو ابر، حریری است که بر گاهواره ی من کشیده اندباتو فقظ باتو همه چیز زیباتر است زیبای من..دکتر علی شریعتی----------------------------------------صراط مسقتیم چشمهایتگاهی وقتها نوشتنت نمی ایدقدم زدن را هم دوست نداریچای هم برایت بی مزه شدهاز سیگار کشیدن میترسیاز حرف زدن با دیگران حالت بهم میخوردحتی اعصابت هم خورد نیستخسته نیستیدل زده نیستیاما تا دلت بخواهد غم داریشاید الکیبعضی وقتا حالتان مثل همیشه ی من است----------------------------------------خودم با خودم آشتی میکنمخودم با خودم کنار ساحل راه میرومبه روی خودم نمیاورم دست هایم از گرمای دست تو خالیستباران میبارد و من عاشق تر میشودسیگار برایت روشن میکنم و میگذارم تا اخر بسوزد شاید بیایی کنارمخودم با خودم قهر میکنمخودم با خودم آشتی میکنمتو نمیدانی وقتی همه چیز مردی میشوی یعنی چه این نبودنیعنی چه این تنهاییباران میبارد باز من قدم زدنم ادامه داردچقدر خوب است حتی با خیالت قدم زدن زیر بارانبانو---------- نگاه کن ......ما را در سایت نگاه کن ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 72
کمی تا قسمتی ابریست چشمان تو انگاریسوارانی که درراهندمیگویند می باریتوراچون لحظه های آفتابی دوستت دارممبادا شعله هایم را به دست بادبسپاریمبادابعداز آن دیدارهای خیس ورویاییمرا درحسرت چشمان ناز خویش بگذاریزمستان بودوسرمایی تنم را سخت می لرزاندومن درخواب دیدم دردلم خورشیدمی کاریهواسرداست ونعش صبح روی جاده می رقصدعطش دارم بگو: کی بردلم یک ریز می باری...؟ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبا تو، همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می کندبا تو، آهوان این صحرا دوستان همبازی من اندبا تو، کوه ها حامیان وفادار خاندان من اندبا تو، زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می خواباندو ابر، حریری است که بر گاهواره ی من کشیده اندباتو فقظ باتو همه چیز زیباتر است زیبای من..دکتر علی شریعتی----------------------------------------صراط مسقتیم چشمهایتگاهی وقتها نوشتنت نمی ایدقدم زدن را هم دوست نداریچای هم برایت بی مزه شدهاز سیگار کشیدن میترسیاز حرف زدن با دیگران حالت بهم میخوردحتی اعصابت هم خورد نیستخسته نیستیدل زده نیستیاما تا دلت بخواهد غم داریشاید الکیبعضی وقتا حالتان مثل همیشه ی من است----------------------------------------خودم با خودم آشتی میکنمخودم با خودم کنار ساحل راه میرومبه روی خودم نمیاورم دست هایم از گرمای دست تو خالیستباران میبارد و من عاشق تر میشودسیگار برایت روشن میکنم و میگذارم تا اخر بسوزد شاید بیایی کنارمخودم با خودم قهر میکنمخودم با خودم آشتی میکنمتو نمیدانی وقتی همه چیز مردی میشوی یعنی چه این نبودنیعنی چه این تنهاییباران میبارد باز من قدم زدنم ادامه داردچقدر خوب است حتی با خیالت قدم زدن زیر بارانبانو---------- نگاه کن ......ما را در سایت نگاه کن ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 88
کمی تا قسمتی ابریست چشمان تو انگاریسوارانی که درراهندمیگویند می باریتوراچون لحظه های آفتابی دوستت دارممبادا شعله هایم را به دست بادبسپاریمبادابعداز آن دیدارهای خیس ورویاییمرا درحسرت چشمان ناز خویش بگذاریزمستان بودوسرمایی تنم را سخت می لرزاندومن درخواب دیدم دردلم خورشیدمی کاریهواسرداست ونعش صبح روی جاده می رقصدعطش دارم بگو: کی بردلم یک ریز می باری...؟ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبا تو، همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می کندبا تو، آهوان این صحرا دوستان همبازی من اندبا تو، کوه ها حامیان وفادار خاندان من اندبا تو، زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می خواباندو ابر، حریری است که بر گاهواره ی من کشیده اندباتو فقظ باتو همه چیز زیباتر است زیبای من..دکتر علی شریعتی----------------------------------------صراط مسقتیم چشمهایتگاهی وقتها نوشتنت نمی ایدقدم زدن را هم دوست نداریچای هم برایت بی مزه شدهاز سیگار کشیدن میترسیاز حرف زدن با دیگران حالت بهم میخوردحتی اعصابت هم خورد نیستخسته نیستیدل زده نیستیاما تا دلت بخواهد غم داریشاید الکیبعضی وقتا حالتان مثل همیشه ی من است----------------------------------------خودم با خودم آشتی میکنمخودم با خودم کنار ساحل راه میرومبه روی خودم نمیاورم دست هایم از گرمای دست تو خالیستباران میبارد و من عاشق تر میشودسیگار برایت روشن میکنم و میگذارم تا اخر بسوزد شاید بیایی کنارمخودم با خودم قهر میکنمخودم با خودم آشتی میکنمتو نمیدانی وقتی همه چیز مردی میشوی یعنی چه این نبودنیعنی چه این تنهاییباران میبارد باز من قدم زدنم ادامه داردچقدر خوب است حتی با خیالت قدم زدن زیر بارانبانو---------- نگاه کن ......ما را در سایت نگاه کن ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 84
علی ضیا، یاحا کاشانی و سایر عزیزان در شب یلدا در پشت صحنه ویژه برنامه یکی از شبکه های صدا و سیما نگاه کن ......ما را در سایت نگاه کن ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 101


ما را در سایت نگاه کن ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 117