مرا چه حض!

خرید بک لینک
سید علی ضیا، پسری از کاشانه کمی تا قسمتی ابریست چشمان تو انگاری
سوارانی که درراهندمیگویند می باری
توراچون لحظه های آفتابی دوستت دارم
مبادا شعله هایم را به دست بادبسپاری
مبادابعداز آن دیدارهای خیس ورویایی
مرا درحسرت چشمان ناز خویش بگذاری
زمستان بودوسرمایی تنم را سخت می لرزاند
ومن درخواب دیدم دردلم خورشیدمی کاری
هواسرداست ونعش صبح روی جاده می رقصد
عطش دارم بگو: کی بردلم یک ریز می باری...؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با تو، همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می کند
با تو، آهوان این صحرا دوستان همبازی من اند
با تو، کوه ها حامیان وفادار خاندان من اند
با تو، زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می خواباند
و ابر، حریری است که بر گاهواره ی من کشیده اند
باتو فقظ باتو همه چیز زیباتر است زیبای من..
دکتر علی شریعتی
----------------------------------------
صراط مسقتیم چشمهایت
گاهی وقتها نوشتنت نمی اید
قدم زدن را هم دوست نداری
چای هم برایت بی مزه شده
از سیگار کشیدن میترسی
از حرف زدن با دیگران حالت بهم میخورد
حتی اعصابت هم خورد نیست
خسته نیستی
دل زده نیستی
اما تا دلت بخواهد غم داری
شاید الکی
بعضی وقتا حالتان مثل همیشه ی من است
----------------------------------------
خودم با خودم آشتی میکنم
خودم با خودم کنار ساحل راه میروم
به روی خودم نمیاورم دست هایم از گرمای دست تو خالیست
باران میبارد و من عاشق تر میشود
سیگار برایت روشن میکنم و میگذارم تا اخر بسوزد شاید  بیایی کنارم
خودم با خودم قهر میکنم
خودم با خودم آشتی میکنم
تو نمیدانی وقتی همه چیز مردی میشوی یعنی چه این نبودن
یعنی چه این تنهایی
باران میبارد باز من قدم زدنم ادامه دارد
چقدر خوب است حتی با خیالت قدم زدن زیر باران
بانو
----------------------------------------
چشمهایت را آویزان کرده ای میانه ی صورتی که تماشایی ترین اتفاق جهان است
بانو دلم میخواهد از تو نگویم
اسمت را عوض کنم
دلم میخواهد دیگر بغض نکنم
خسته شده ام از بس هر کس مرا دیده است پرسیده است تو کیستی
و من جوابی نداشته ام
خسته ام از بس تو را اشتباهی گرفته اند میان ادم ها که هیچ شباهتی با من ندارند
بانو خسته ام
تو چشمهایت را آویزان کرده ای میان صورتی که تماشایی ترین صورت جهان است و حتی سر نمی چرخانی...

بانو خسته شده ام از بس گفته ام نگاهم نمیکنی
دستهایت را دریغ میکنی
و...
از بس گفته ام نیستی و پیدایت هم نمیشود

دیوانه ام کردی
اگر دیوانه پسندی از دیوانگی هم خوشم می اید
راستش را بگویم
دیوانگی با تو عالمی دارد به بزرگی
همین ندیدن ها و نشنیدن ها و نگرفتن ها
های
که دلم...
های که چشم هایت را آویزان کردی میانه صورتی که تماشایی ترین اتفاق جهان است

<><><><<><><<><>

حق کپی با ذکر منبع لطفاٌ

نگاه کن ......

ما را در سایت نگاه کن ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 88 تاريخ: پنجشنبه 23 تير 1401 ساعت: 1:40

صفحه بندی